close
تبلیغات در اینترنت
در منطقه ای که در آن زندگی می کنید چه خرافه هایی وجود دارد؟
loading...

سایت درسی

پاسخ به سوال کتاب کلاس نهم   سوال در منطقه ای که شما در آن زندگی می کنید چه خراف ههایی وجود دارد؟     به نظر شما چرا مردم به دنبال این…

   
اطلاعیه کپی رایت


در صورتی که شما مالک یکی از جزوات , نرم افزار ها و کتاب های منتشر شده در این سایت هستید و از این بابت راضی  نمیباشید با ذکر دلیل و مدارک کافی از طریق بخش تماس با ما با ما در ارتباط باشید تا لینک دانلود آن در سریع ترین زمان ممکن حذف شود



پاسخ به سوال کتاب کلاس نهم

 

سوال در منطقه ای که شما در آن زندگی می کنید چه خراف ههایی وجود دارد؟

 

 

به نظر شما چرا مردم به دنبال این خرافات می روند؟

پاسخ در ادامه مطلب

رافه، نوعی از باور و اعتقاد است که پایه ی علمی و منطقی ندارد و بر اساس دانسته های قبلی و اطلاعات ثابت شده مطرح نمی گردد. واژه ی "خرافه" برای نخستین بار در درگیری ایدئولوژیک بین پیروان مذهب کاتولیک و پیروان مذهب پروتستان در آمریکا و انگلیس مطرح شد و هر کدام از این گروه ها سعی می کردند برای کمرنگ و بی اهمیت نشان دادن اعتقادات طرف مقابل، باورهای یکدیگر را خرافه یا superstitions بخوانند. از همان زمان بود که تصور وجود ارتباط بین اعتقادات دینی و خرافات نیز وارد افکار عمومی و رسانه ها شد و به یک فرصت تبلیغاتی برای گروه های ضددین بدل شد.

 

با این حال علی رغم سوء استفاده ی بسیاری از افراد فرصت طلب از ناآگاهی مردم در چنین زمینه ای، خرافات امروزه به بخشی از حیات روزمره ی ما حتی کمرنگ و ناچیز بدل گشته و کمتر کسی پیدا می شود که بتواند ادعا کند حداقل یک نوع از هزاران نوع خرافه ی مشترک بین فرهنگها را نمی پذیرد.

در هر کشوری که زندگی می کنید یا به هر نقطه دنیا که سفر می کنید یا هر کجا که باشید از این خرافات گریزی نیست. هر چند باید پذیرفت که بعضی از کشورها در زمینه خرافات و خرافه پرستی شهرت بیشتری دارند.

 نیک واقفیم که عقاید من ­درآوردی و بی­پایه در هر دورۀ تاریخی با ابداء کننده­ اش به خاک سپرده شده و به دوران بعد نرسیده است اما آنهایی که دارای بنیان­ های قوی اجتماعی هستند، زبان به زبان چرخیده و در طول زمان صیقل خورده و چون میراثی گرانبها به نسل­ های بعد رسیده است. برای این­که بر هر پدیدۀ فکری مُهر باطل نچسبانیم، باید با شناخت هرچه دقیق­تر آنها، به منشأشان دست یابیم.

بسیاری از این باورها مفاهیم اولیۀ خود را در طی زمان از دست داده و مبهم مانده­ اند تا حدی که امروزه بی ­معنی و موهوم تلقی می ­شوند و همین تلقی است که بر اعتقادهای عامیانه اما ریشه­ دار اقوام، مُهر خرافات می ­زند.

هر انسانی با هر طرز تفکری دارای اعتقادی است که شخصیت فردی و اجتماعی وی را رقم می ­زند. هیچ انسان بی­ اعتقادی در هیچ دوره­ ای از تاریخ بشریت پای به عرصۀ گیتی ننهاده تا پس از چند صبا زندگی اجتماعی، جهان را ترک کند. این اعتقاد فردی در هر جامعه ­ای به دلیل مشترکات زندگی اجتماعی، به اعتقادات و باورهای اجتماعی بدل شده است و همین باورهای غیر مادی است که ضمن دادن انسجام به نظام اجتماعی اقوام، به عنوان میراث فرهنگی و هویت تاریخی به آنان دوام و بقا می­ بخشد. برای روشن­تر شدن این مبحث نیاز به مثال­ های ملموس است. یکی از این مثال ­ها در بارۀ خروس است و بانگ نا به ­هنگام آن که به مثل «خروس بی محل» نیز مزین شده است

 

 

 

در فرهنگ مردم ایران­ زمین چه پیش از اسلام و چه پس از آن ، چنین است که اگر خروسی به هنگام غروب بانگ برآوَرَد، صاحب خروس باید آنرا گرفته و سر ببُرد. در غیر این­ صورت بلایی، دامن­گیر او و افراد خانواده ­اش می­ گردد. مردم دَوان نیز از دیرباز دارای چنین اعتقادی بوده ­اند و هرآن که خروسی نا به ­هنگام بانگ ­زده است، آنرا سر ­بُریده­ اند و به اعتقاد خود بلایی را از سر ­گذرانده ­اند.

 می ­دانیم که خروس در نزد ایرانیان کهن، از جمله پرندگان مقدس و از یاران سروش ایزدی و دشمن دیوان و نیروهای اهریمنی است. بانگ آن در آخر شب و به گاه سپیده ­دمان راندن دیوان از خانه ­ها و بیدار کردن مردمان برای نیایش به درگاه باریتعالی است. این اعتقاد در آئین میترایی و پس از آن در میان پیروان زرتشت و در دورۀ اسلامی نیز وجود داشته است. بنا بر تفسیر طبری، حضرت محمد (ص) به هنگام رفتن به معراج، ضمن ذکر ویژگی­ هایی از مشاهدۀ خروس سفید در آسمان چهارم چنین گوید: «در آسمان چهارم مرغی را دیدم سپیدتر از عاج، بر مثال خروهی (خروسی) و پای او بر هفتمین طبقۀ زمین بود و سر او را دیدم در زیر هفتم آسمان….و من از جبرئیل پرسیدم که این چه مرغی است بدین عظیمی؟ جبرئیل علیه ­السلام گفت: این خروهی سپید است و خدای عزوجل او را بدین گونه آفریده است و شبی دو بال خویش را باز کند و بانگ کند. جملۀ خروهان زمین آواز بشنوند…. و چون پیامبر (ص) آن خروه را بدیده بود، چون به زمین آمد همواره خروه سپید داشتی و گفت: هر آنجا که خروه سپید باشد بر اهل آن خانه جادویی کار نکند و دیوان از آنجا پرهیز کنند…» (مقالۀ خروس سفید از متن تا تصویر، مجلۀ فرهنگ مردم، شمارۀ ۲۱ و ۲۲)  بنابراین علاقۀ نگهداری خروس در خانه به منظور پاک نگهداشتن فضای خانه از دیوان و نیروهای اهریمنی سابقه ­ای دیرینه دارد.

نقش خروس در معبدها و محرابه ­های میترایی نشان از اهمیت این پرندۀ مقدس در آن فرهنگ دارد. علاوه براین در تاریخنامۀ طبری روایتی از کیومرث آمده که بنیانِ­ اعتقادی مردم را در شوم بودن بانگ بی ­هنگام خروس، به ویژه در زمان غروب خورشید را نشان می ­دهد.

«….پس کیومرث برفت. چون از حد فرزندان خویش بیرون آمد، وقت نماز پیشین بود. یکی خروس سفید دید بر میان راه ایستاده و یکی ماکیان در عقب وی، و ماری پیش خروس آمده، آهنگ وی کرد و خروس بر مار حمله کرد و به غلبه، او را همی زد و هرگاه که مار را بزدی، بانگ خوش کردی. پس دیدار و بانگ و حرب او کیومرث را خوش آمد. گفت: از مرغان این عجب مرغی است. بر جُفت خویش اِیدون مهربان که دشمن را ازو دور همی دارد و با او حرب همی کند، چون فرزندان آدم، طبع او با طبع مردم نزدیک است. پس کیومرث آن مار را بکُشت و آن مرغ بدان مقدار الهامی که او را بود به نشاط بانگی کرد.کیومرث را سخت خوش آمد. طعامی که داشت پاره­ ای پیش وی انداخت. آن مرغ سر بر زمین گرفته منقار بر آن همی زد و آن جُفت خویشتن را خواندن گرفت و از آن هیچ نخورد تا آن ماکیان فراز آمد و آن علف بخورد. کیومرث این هنر و طبع سخاوت که اندر وی دید گفت: به فال نیک است که من به طلب دشمن روم و از دشمنان فرزند آدمی یکی مار است. این مرغ با مار حرب همی کرد و این فرخ مرغی است و به فال نیک است و داشتن وی واجب. چون از آن حال که همی شد بپرداخت، خروس و ماکیان ببرد نزد فرزندان و گفت: این را نیکو دارید. طبع این با طبع آدمی نزدیک است و به فال نیک است. و اهل عجم خروس را و بانگ او را به وقت، خجسته دارند، خاصه خروس سفید را و اِیدون همی گویند که به هر خانه که این مرغ باشد دیوان در آن خانه در نیایند و بانگ خروس را به نماز شام بد دارند و به فال نیک ندانند. از آن بود که چون کیومرث را کار به آخر رسید نالان شد. آن خروس که وی را بود، نماز شام بانگ کرد و هرگز بدان وقت آن بانگ نشنوده بودند. همه گفتند چه شاید بودن؟ بدین وقت چون بنگریدند، کیومرث مرده بود. پس از آن سبب بانگ خروس را بدان وقت به فال بد گرفتند. تا امروز خداوندان اخبار گویند که خروس که بدان وقت بانگ کند، خداوند خروس آن خروس را بکُشد آن بد از او درگذرد و اگر نکُشد در بلا افتد.» (تاریخنامۀ طبری جلد نخست ص۸۰).

از این­گونه مثال­ها برای نشان دادن بنیان­ های فکری مردم که امروزه هر نا آگاهی آن را خرافه می ­پندارد، در تاریخ این مرزوبوم کم نیست. بنابراین شایسته است که با تدبیر به باورهای مردم بنگریم و هرآنچه که به عنوان باورهای عامیانه می­ شناسیم با انگ خرافه آن را موهوم نپنداریم.

خرافه ها در جهان  نمونه های خرافه

بسیاری از انسان ها، بدون آگاهی و ناخودآگاه در بسیاری از عقاید و موهومات خرافه پرستی دخیل هستند. طی دهه های اخیر اعتقاد به خانه ارواح، سحر و جادو و جن و پری به شدت افزایش یافته است.آمارها نشان می دهد که بخش قابل توجهی از مردم، افرادی خرافاتی هستند؛ اما به راستی خرافه چیست و چرا مردم به آن جذب می شوند؟

 

 در این قسمت به برخی از خرافه های خواندنی در انگلستان اشاره می شود:

زدن به تخته

زدن به تخته یکی از باورهای خرافی انگلیسی ها است که متأسفانه وارد فرهنگ کشورمان نیز شده است. بر اساس این باور قدیمی، هنگامی که شرایط بر وفق مراد است با زدن به تخته، ادامه این روند را تضمین می کنند!

خوش یمن بودن وزغ

خرافه بسیار شایع در مورد وزغ در انگلستان این است که وجود آن را علامت برگزار شدن مراسم عروسی می دانند و اگر وزغی از سر راه عروس به کلیسا عبورکند، او و همسرش در آینده خوشبخت و بهره مند خواهند شد.

قرنها دزدهای انگلیسی معتقدبودند اگر قلب وزغ را در جیب خود حمل کنند هیچ گاه دستگیر نخواهند شد.

رد نشدن از زیر یک نردبان

نظریه های مختلفی در مورد منشأ این خرافه ها وجود دارد. یکی از این نظریه ها بر این مبنا است که از آنجا که نردبان تکیه داده شده به یک دیوار تصویر کننده یک شکل مثلثی خواهد بود، و از سوی دیگر، مثلث در فرهنگ مسیحی، نمادی از تثلیث مقدس محسوب می شود، قدم گذاشتن در داخل این فضا می تواند حرکتی وهن آلود و مستوجب عقاب تصور شود.

مناسک عجیبی برای شخصی که سهواً از زیر یک نردبان می گذرد، پیش بینی شده است تا بتواند خود را از شر بدیمنی حاصل دور نگه دارد؛ مثل نگه داشتن دو انگشت سبابه و میانی به حالت ضربدری بر روی هم تا زمانی که شخص یک سگ را مشاهده کند، یا انداختن آب دهان بر روی کفش و سپس ادامه دادن به راه، یا دوباره رد شدن از زیر نردبان در مسیر عکس و سپس گذراندن یک آرزوی خوب از ذهن.

علی چهارشنبه 13 آبان 1394 زمان : 13:55 نظرات ()
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تبلیغات
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نظرسنجی
    نظرت درباره سایت؟


    ارسال مطلب

    فقط برای اعضا امکان پذیر است

    آمار سایت
  • کل مطالب : 546
  • کل نظرات : 313
  • تعداد اعضا : 904
  • کدهای اختصاصی


    G 3 6

    لطفا برای ورود به سایت این باکس را ببندید